نشستي آسيب شناسي و تجزيه و تحليل پديده قتلهاي ناموسي، از سوی انجمن غیر دولتی "تیروژ" در شهرستان سردشت برگزار شد. این مراسم در سالمرگ "دعا ابراهیم خلیل" و با عنوان "دعا"قربانی دگماتیسم برگزار شد.

"دعا ابراهیم" همان دختری است که سال گذشته فیلم قتل فجیع او به صورت سنگسار در اینترنت و گوشی های موبایل پخش شد. علت قتل این دختر 17 ساله کرد، خروج از دین یزیدی و گرویدن به دین اسلام و برقراری رابطه ی نا مشروع با یک جوان مسلمان بود که این مساله در آیین ایزدی، به مثابه  حکم ارتداد در اسلام و نحوه ی مواجهه با خارج شدگان از دین اسلام است . لذا خانواده ی دعا ابراهیم بر اساس اعتقادات دین خودشان، "دعا را به قتل رساندند" .

در این مراسم که با استقبال شهروندان روبرو شد، پس از خواندن بیانیه کمیته زنان انجمن "تیروژ" فیلم کوتاه "هاوار"(فریاد) به نمایش گذاشته شد. این فیلم در رابطه با قتل های ناموسی است که به کارگردانی رحیم ذبیحی، در شهر "بانه" ساخته شده است. سپس فریدون ملایی و مهدی بیگ زاده، مطالبی درباره قتل های ناموسی ارئه دادند.

 

در ادامه برنامه میزگردی با موضوع بررسی قتل های ناموسی، از سه دیدگاه حقوقی، جامعه شناختی و روانشناختی برگزار شد.

عثمان مزین، کارشناس ارشد حقوق در این میزگرد، با اشاره به اینکه در ایران مخصوصا  پس از انقلاب، گرایش قابل توجهی بر دخالت باورها و اعتقادات فقهی در قانون گذاری دیده می شود، گفت: " دفاع مشروع از جمله علل موجهه جرم قتل نلموسی است که موجب زایل شدن وصف مجرمانه ی عمل مدافع و جرم نشناختن آن است. چون که مهاجم مرتکب تعرضی که نفی حق است شده و مدافع آن نفی را نفی می کند ؛ در نتیجه حق را اجرا کرده و در مقام تعارض دو حق مهاجم و مدافع    حق مدافع ارجح داده می شود. در نتیجه به لحاظ جرم نبودن عمل ارتکابی ، موضوع قابل تعقیب نبوده و دادگاه به استناد مواد 61 قانون مجازات اسلامی و ماده 15 قانون مسئولیت مدنی حکم برائت مدافع صادر و از مسئولیت کیفری و جبران خسارات مبری خواهد بود ."

مزین با اعلام اعتقاد به اینکه قتل های صورت گرفته تحت عنوان قتل های ناموسی - بر اساس تصورات قاتلان- مورد حمایت قانون گذار نبوده اشاره کرد: "صرفا" در چارچوب ماده 630  قانون مجازات اسلامی و با رعایت تمامی شرایط و ارکان آن، که باید شوهر مرد اجنبی را درحال زنا با همسر خود مشاهده کند و به تمکین زن خود آگاه باشدف می تواند همسر و مرد اجنبی ( هر دو ) را بکشد اما چنان چه زن به اجبار و اکراه به این کار وا داشته شود فقط می تواند مرد اجنبی را بکشد ."

این حقوقدان در ادامه گفت: " با توجه به لرزان بودن پایه های فقهی این ماده، وجود اختلافات شدید بین فقها در این باره،  ذکر نشدن آن در مبحث حدود ( مجازات الهی )، بیم سوء استفاده افراد از این حق شوهران ، نامشخص بودن تمکین ظاهری یا واقعی زن و احتمال افزایش ریختن خون مسلمانان، بقای  این ماده قانونی و قائل شدن حق اعمال مجازات برای مردان، فاقد محمل منطقی و مصلحت اجتماعی است ."

در ادامه برنامه یوسف عباس زاده، روانشناس، قتل ناموسی را  پدیده دهشتناک به یادگار مانده از فرهنگ منحط قبیله گرایی خواند و قتل های ناموسی را محصول جامعه ای دانست که اینگونه معرفی کرد؛ " چامعه ای که مردمش  بقایشان به اندیشه و علم مدرن وابسته است اما هنوز به آن باور وآگاهی ندارند .تمام زندگیشان را محصولات علم جدید کنترل و اداره می کند اما به ریسمان خرافه و سنت ناکارآمد چنگ زده اند .والدینی که روحشان را استبداد خانوادگی اکسیده کرده است و راه خلاقیت وآزاداندیشی و تجارب نو را بر نسل جدید بسته اند."

عباس زاده افزود:" این فضای ناسالم اجتماعی ، مشکلات روانشناختی از جمله عدم آموزش مهارتهای زندگی ، عدم وجود قوانین کارساز روانشناختی مانند قانون تنبیه برای قاتلان ناموسی در قالب قانون و دادگستری ، وجود مبلغان  تاریک اندیش فرهنگ سنتی و قبیله ای ، فلسفه ي از بنیاد ویران تقدیر گرایی ، تعصب مداری ، رفتار در حصار بلند تابو ها و پیروی از آموزه های مردمدارانه ، همه دست به دست هم داده اند تا در این سرزمین و در قرن بیست ویک هنوز انسانهای بیگناه قربانی شنیع ترین نوع خشونت علیه زنان یعنی کشتن وحذف فیزیکی شوند ."

در ادامه میزگرد، ابوبکر شریعت پناه، کارشناس علوم اجتماعی، با بررسی فاجعه قتل های ناموسی در ساختار اجتماع، اشاره کرد:" اين حادثه متضمن يك پيام هولناكي براي جامعه ماست. در قضيه دعا ابراهيم خشونت اجتماعي به اوج خود مي رسد خشونتي كه بي محابا و به صورتي كاملا عريان و عيان روي نشانه را به جنس مخالف خود مي اندازد و ترا‍ژدي دردناكي را خلق مي كند."

شریعت پناه دو دلیل را به عنوان متغیرهای مستقل در مساله قتل "دعا" بررسی کرد، تقویت روحیه قبیله گرا در یک مقطع تاریخی مشخص و اعتراض علیه سرکوبگری، به صورتی نمادین و غیر مستقیم.

کارشناس علوم اجتماعی، پس از بررسی تفصیلی این متغیرها، چنین نتیجه گیری کرد:" عليرغم پيشرفت تكنولوژي و گسترش سريع آن در جهان و همچنين تحولاتي اساسي كه در ايستارها و نگرشهاي جوامع مختلف به وجود آمده، مسئله قتل  و عام زنا ن بطور كلي و فجايح نظير كشتن دعا ابراهيم به طور خاص خود نمايان گر اين است كه بر خلاف پنداشت بسياري از تحليل گران ، پيشرفت و توسعه جوامع ، بسط تكنولوژي و به عبارتي عقلانيت ابزاري نمي توان منجر به تغيير اساسي در بينش انسانها شود. هنوز مي توان به جرأت گفت نظام پدر سالاري به صورت قوي و فزاينده و در پوشش هاي گوناگون باز توليد مي شود و اين قضيه مي تواند براي جامعه كردي صادق باشد. "